محمد مهريار

575

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

از چهار باغ بزرگ و بسيار زيبا و مشهور اصفهان بوده است . چندان‌كه در شعر حافظ نيز آمده است : روز وصل دوستداران ياد باد * ياد باد آن روزگاران ياد باد تا آنجا كه مىگويد : گرچه صد رود است در چشمم مدام * زنده‌رود و باغ‌كاران ياد باد « 1 » ممال واوى صورت نامواژه كاران ، كارون است و مىدانيم كه در گويش اصفهانى و تداول عامه ، « الف » ماقبل آخر به صورت ممال واوى « او » تلفظ مىشود . مهربان ، مهربون ، بنابراين كاران درست معادل كارون است با ممال واوى آن و روى هم رفته به معناى قنات و يا نزديك به واقع آب است كه اين رودخانه به آن منسوب مىشود . امروز واژهء « كه » و « كار » نه‌تنها در كهريز و كاريز بلكه در نام بسيارى از نامواژه‌هاى ايران آمده است . از جمله خود كارون ( اهواز ، بابل ، لار ) و به صورت كارويه ( لنجان ) و كاره ( رودبار ) و كارنان ، كارى ( بجنورد ) و كاريان ( لار ) و به صورت كهران ( خلخال ) و با ريشهء « كه » و « كهر » ( كهرت گلپايگان كهرك ايرانشهر و كهره ايلام ) و كهريز در بسيارى از امكنه از جمله مياندوآب ، ملاير و بسيارى ديگر و حتى به صورت خود « كه » در ( اصفهان ، ميانه ) و مشابهات بسيارى ديگر مورد استعمال دارد . « 2 » مارون : جا دارد به مناسبت كارون نامى هم از مارون كه تركيبى همچنان دلپسند دارد برده شود . اين رودخانه از كهگيلويه در جنوب سميرم سرچشمه مىگيرد و پس از گذشتن از دره‌هاى عميق به جلگهء خوزستان روان مىشود و به شادگان مىرسد . در اينجا در كلات شيخ با رودخانهء ديگرى به هم مىپيوندد و از اين به بعد جراحى ناميده مىشود و به خليج‌فارس منتهى مىشود و ببينيم مارون چه تركيبى دارد . واژه‌شناسى : مارون از دو جزء « مار + ون » تركيب شده است . جزء اول آن « مار » همان نام حيوان گزندهء خزنده نيست ( نامواژهء ماربين ديده شود ) بلكه مصحف واژهء « مهر » است ( ماراسپند - مهراسپند ) و جزء دوم ممال واوى و متداول « ان » پسوند كثرت و نسبت است

--> ( 1 ) - زنده‌رود باغ‌كاران ياد باد ، تصحيح مرحوم علامه قزوينى . ( 2 ) - ن . ك . به : فرهنگ آ . م . م . همين مدخل